|
چشام داره تار میبینه !!! از دور دست ها می یاد . چقدر گفتم به این چشات یه استراحتی بده . حالا نشستی پشت کامپیوتر .. ا ااا راس می گه انگاری .الان دقیقا پشت کامیم . روشن کنه ... خوب ۶ ساعت بکوب رمان خوندن اونم از فاصله ی ۲ سانتی الکی نیس که کویر تشنه عشقه ودم . عاشق عادل شدم . اینقدر که مهربونو با شخصیته جفتشون می مردن بهتر بود . نچ ! این جوری هم که می شد مثه فیلم های هندی !!!!! اصن ولش کن . واقعا کویر تشنه بعض بامداد خمارو دالان بهشتو .... همه ی این کتاباس . من اینقده دوس دارم کتابشو به صورت فیلم دربیارن ! بازیگراشم با آبجی جونم انتخاب کردم. عادل مو نمی زنه . سیاوش خیرابی هم که بدجور به نقش اردشیر می یاد . شخصیت مینا رو هم که فقط برا گلشیفته نوشتن . آقا همه چیش جوره . بریم سراغ کارگردانی !!!!!
اینو مریم برام خریده از اون عروسکاس که بیلبیلک فنری داره و بالا پایین میشه ...
یوهووووووووووووووووو !!! سه هفته دیگه عیده ! سال قبل باشن ! سریال شبکه ی ۲ که کلا هوتوتو ... !! شبکه ی ۱ که کار حسن فتحی و نمی شه ندید ! بازی بامزه و جالبش خنده رو لبامون می یاره .
پ.ن۱ : خدایا به نظرت من می تونم جواب این همه لطف و محبت رو بدم ؟!! پ.ن۲ : سال پیش شب عید تا صبح نخوابیدم و همه ش بیدار بودم تا سر سال تحویل ( ساعت ۷ بود به وقت این جا ) شاید به خاطر همین بود که کلا تو سال ۸۷ شبا همه ش بیدار بودم و تازه صبح به فکر خواب می یوفتادم . حالا مجبورم شب عید برا جبرانش از صبح تا شب بخوابم ...! پ.ن۳: فکر می کردم تا شروع سال ۸۸ دیگه رنگ خورشیدو به خودم نمی بینم . اما صبح که بیدار شدم نمی دونین چه افتابی خورده بود به اتاقم ... پ.ن۴:ای کاش من و ایام هر دو به خواب بودیم و هیچ شعاعی و هیچ راهی ما را رهنمون نمی کرد . جبران خلیل جبران خدااااافظ + نوشته شده در توسط نرگس |
|