|
ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام عسیسای دله من خوبید ؟ خــــــــوش می گذره ؟ خیلی خیلی خیلی خیلی....میسی از نظراتتون از همتون ممنونم
آه !! چه کنیم از درد عشق، چه کنیم از درد فراق و جدایی که امانمان را بریده است ! به ياد کدامين خاطره اينگونه دست و پا می زنم و به عشق کدامين ياد اينگونه لبريز از اشکم ؟ و آن زمان که بال های عشق مرا دربرگرفت و من با تمام وجود خود را به تو سپردم ... آن هنگام که روی عرشه ی کشتی ... آهاااان بچه ها خوب شد گفتم کشتی ... جالب ترین خاطره ای که از اول تابستون تا الان دارم سفر یه روز و نیممون با کشتی در آبهای نیلگون دریای شمال بود . بازی بهم دست داده بود و موقع خوردن شام هم رفتیم رو عرشه ی کشتی و من آهنگ سلندیون گذاشتم و دیگه ... EveRy niGHt in MY dreamS I see YoU . I feel You That is how I knoW you Go on دیگه احساس می کردم هر لحظه کشتی می خوره به یه صخره یخی و میشیم تایتانیک ۲ ... خــــیلی خوش گذشت . شبش که از هر فیلم پلیسی و هیجان انگیزم بدتر بود . این اروپایی ها ی بی شهور شب م.س.ت کرده بودن نمی فهمیدن چی کار می کنن که ... راه می رفتن . افتاد رو من . هر جای کشتی که می رفتیم دو تا آدم م.س.ت و دیوونه می یومدن طرفمون . یکیشون هم دوید طرف ما ... ما هممون یه قدم رفتیم عقب ... دیدش ترسیدیم به زور فکر کرد به انگلیسی گفت نه نه کاریتون ندارم می خواستم یکم باهم بخندیم تو دلم گفتم مرضو بخندیم ما رو سکته دادی واسه خنده ؟!!! کشتیش یازده طبقه بود بعد از طبقه ی یازده می تونستیم بریم رو عرشه ...اگه اون طبقه می یومدن طرفمون هیچ راه فراری نداشتیم مگر این که خودمون رو مینداختیم تو دریا ... هی !!! شب هیجان انگیز و جالبی بود ...
و اکنون با همه وجود می گویم : پدر عاشقی بسوزه ایشالا چیه ؟!! چرا این جوری نگام می کنید ؟!! خوب چی کار کنم ؟ مگه من دل ندارم ؟!!! سه قلوهای جیگمل من هم رفتن ایـــــران خـــــــیلی دلم براشون تنگ میشه ... فکر کن ! سه تا کوچولوی پنج ماهه ی مامانی قشنگترین کوچولوهایی که تا حالا دیدم ... خوش به حال مامانشون
و..................... بالاخره بعد کلی زحمات من و مهدیه خونواده ش تصمیم گرفتن بیان پیش ما یووووووووووووووپی ... شبم پیش ما موندن ... من و مهدیه هم تا ساعت ۴ صبح نشستیم یه بند حرف زدیمو دیگه آخراش هم از شدت خنده دل درد گرفته بودیم . خـــــــــــیلی خوش گذشت ... فرداش که با هم رفتیم تو شهر بگردیم باباها همدیگرو گم کردند و من و مهدیه مجبور شدیم یه جا وایسیم تا اونا بیان و در همون حین اینجانب نرگس سوتی ای بــــزرگ دادم . خیلی گوش ندادیم ببینیم به چه زبونی دارن حرف می زنن و از اون جایی که ما راحت حرفامونو می زنیم و هیشکی هم نمی فهمه خدا رو شکر این چه زبونیه ترجمه کن لطفا ... منم گفتم نمی دونم این دیگه چه زبونه مزخرفیه ؟؟؟ بعد همون موقع فهمیدم ترکی بود . یه دفعه ای مرده برگشت به فارسی گفت : این زبونه مزخرف آذریه ... بعدم به شوخی گفت فکر کردید فقط خودتون فارسی بلدید ؟؟؟؟ واااای من داشتم از خجالت آب می شدم این مهدیه هم که از خنده رو زمین ولو شده بود که خونواده اش تازه داشتن به ما می رسیدن و با این که از ماجرا خبر نداشتن داشتن می خندیدنو هی از ما می پرسیدن چی شده ؟؟؟چی شده ؟؟؟
حالا که این آپ اینقدر عشقولانه شد بذارین اینم بذارم که دیگه تکمیل شه ولی جدی قشنگه ... همراه مـــــــــن تنــــــها با تو تا اوج عشـــــــق هـم ــــــــــروازم با قلب تودلدارمن هم آوازم توهمپـــــــــاي من، تنـــها با من هـــــــــــــــــــم آوائـــــــــــــــــــي با درد مــــــــــــــــن، آشنـــــــــــــــائي تکيـــــــــــــــــــه گاهي ، همصــــــــــدائي ما فرياد عشـــــــــــــــــــق، در قلب شــــــــب دلگرمي عاشــــــــــقاي بيصــــــــــــدائيــــــــــم ما، دل ميبازيم دريادريا ،تابيکران،عاشقاي بي پروائيم تو، با مــــــــــــن بمـــــــــــان، اي مهـــــــــــــــــــــربان چون ماه شــــــب در آســــــــمان؛ بر من بتــــــــــــــــــــاب تا بيـــــــــــــــــکران مثـــــــــــــــــل مهتــــــــــــــــــــــاب مــــن تا مـرز جان؛ از عشقمان ميسـوزم اي آرام جـــان بر من بتـــــــاب تا کهــــکشــان مثــــل آفتــــــــــاب ما؛ فريــــاد عشـــق در قلــــب شب دلگـــــرمي عـــاشــــــقای بی صدائــــــــــــــیـــــــم ما؛ دل ميبازيم دريا دريا تا بيکــــــــران عاشقــــــاي بي پــــروائيــــــــم اي تورؤيـاي شبهاي مــــــن عشقوببين توچشماي من دستاتوتو دســــت من بـــــــــــگـذاردر لــحظه های ديـــــدار خوب دیگه عسیسای دلم مثه همیشه لحظه ی وداع با شما یاران همیشگی وبم فرا رسیده ازتون ممنونم که عرایض بنده رو مطالعه کردید فـــــــعلا بابای
پ.ن: می تونم قسم بخورم که یکی کامپیوترمو طلسم کرده ... پ.ن۲: بالاخره ارتودنسیمو برداشتم پ.ن۳: بچه ها اگر منو لینک کردید و احیانا من فراموش کردم شما رو بلینکم حتما تو قسمت نظرات بگید تا من بدون فوت وقت رسیدگی کنم ... پ.ن۴: آخه من چه جوری به ایــــــــــن همــــــــــه کار برسم ؟!!!!خدایا کمکم کن...!!! + نوشته شده در توسط نرگس |
|